مشخصات نظریه: نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۱/۱۰۰۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۰۷ اداره کل حقوقی قوه قضاییه.
موضوع: سه پرسش مطرح شده بود: اول، آیا وکالت ظاهری موضوع ماده ۶۸۰ قانون مدنی ــ که اقدامات وکیل پس از عزل و پیش از اطلاع وی از عزل را معتبر میداند ــ در مورد فوت موکل نیز جاری است؟ دوم، اگر موکل برای فروش ملک و تنظیم سند رسمی به شخصی وکالت دهد و سپس فوت کند، اما وکیل پیش از اطلاع از فوت، ملک را منتقل کند، اثر فوت و علم یا جهل وکیل و شخص ثالث چیست؟ سوم، ضمانت اجرای اقدام وکیل (با علم یا بدون علم از فوت) نسبت به منتقلالیه ثالثِ بیاطلاع چیست: بطلان معامله یا صحت آن؟
مفاد نظریه: اداره کل حقوقی اعلام میکند: پس از فوت موکل، دیگر اموال یا حقوقی که موضوع عقد وکالت بوده از آنِ موکل نیست تا اجازه تصرف در آنها را بدهد؛ بنابراین فوت موکل موجب انفساخ عقد وکالت میشود و علم یا جهل وکیل به این موضوع، تأثیری در اعتبار اقدامات وی ندارد. میان عزل وکیل و فوت موکل تفاوت ماهوی وجود دارد، زیرا با مرگ موکل، حقوق اشخاص ثالث (وراث) وارد میشود. در نتیجه، وکالت ظاهری ماده ۶۸۰ در فرض فوت موکل جاری نیست و هرگونه اقدام وکیل پس از فوت موکل در برابر وراث، بر اساس احکام معاملات فضولی سنجیده میشود؛ یعنی بدون تنفیذ وراث، نافذ نیست.
کاربرد عملی: اگر وکیل پس از فوت موکل ــ حتی با ناآگاهی از فوت ــ ملکی را منتقل کند، آن انتقال فضولی است و اعتبار آن منوط به تنفیذ وراث است. خریداران املاکی که با وکالتنامه معامله میکنند باید پیش از تنظیم سند، حیات موکل را احراز کنند (مثلاً با استعلام بهروز)؛ در غیر این صورت، ریسک بطلان نسبی معامله و دعوای وراث را میپذیرند. دفاتر اسناد رسمی نیز در تنظیم سند بر مبنای وکالتنامه، باید به این نظریه توجه ویژه داشته باشند.