مشخصات ماده: ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری؛ از مواد مربوط به پایان تحقیقات مقدماتی.
مفاد: بازپرس در صورت «جرم بودن عمل ارتکابی» و «کافی بودن ادله برای انتساب جرم به متهم»، قرار جلب به دادرسی صادر و بلافاصله پرونده را به نظر دادستان میرساند. دادستان نظر خود را کتباً اعلام میکند؛ در صورت موافقت، کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه ارسال میشود و در صورت مخالفت، حل اختلاف به دادگاه صالح سپرده میگردد. در مقابل، اگر عمل جرم نباشد یا ادله کافی نباشد، بازپرس قرار منع تعقیب یا موقوفی تعقیب صادر میکند.
کاربرد عملی: قرار جلب به دادرسی، مرز میان «مظنون بودن» و «متهم شدن» است؛ از این نقطه به بعد، دفاع باید از حالت انفعالی خارج و برای دادگاه فعال شود. وکیل در این مرحله، با مطالعه کیفرخواست و ادله انتسابی، استراتژی دفاع در دادگاه ــ از ایراد به ادله و درخواست تحقیق تکمیلی تا تدارک دفاع ماهوی ــ را طراحی میکند. همچنین اگر ادله را ناکافی بداند، میتواند با لایحه مستدل از دادستان بخواهد با قرار جلب مخالفت کند. پس از صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری صالح ارسال میشود و متهم از این پس «متهم دادگاه» است؛ احضاریهها، جلسات رسیدگی و دفاعیات، همگی در چارچوب دادگاه انجام میگیرد.